|
|
|
|
|
سلام/حتما کارو شاعر معاصر را میشناسید؟
این یکی از اشعار وی است.
طپیتنهای دلها ناله شد آهسته آهسته رساتر گر شود این نالهها فریاد میگردد دگر فریادها در سینه تنگم نمیگنجد دگر جز خون غمپرور به رگهایم نمیجوشد دگر از فرط مینوشی ، میم مستی نمیبخشد دگر سیگار و چرس و شیره آرامم نمیسازد دگر در بین رگهایم شراب عشق و سرمستی به جریان است . مـرا از خویش مطـروم مسازید مرا با کاروان ناله زین شهر مرانید که کوی هستی و آرامشم هست به صـحرای جـنـون دیگـر مرانیــدم دلــی پـــر از شــرار آرزو دارم لبـی دور از لبانش تشـنـهخو دارم ز دست غم هزاران گفتگو دارم . به حدی درد تنهایی دلم را رنج میداد که با دادی شررآسا دلم خواهد زند فریاد و گویم پس خدا کو … پس خدا کو ؟ خدایی کز سرشک شعله آلودم بدینسان بیخبر باشد خدا نیست . خدایی که فغان آتشینم در دل او بیاثر باشد خدا نیست . شما ای مدعیانی که میگوئید او هست ، شمایی که صفتهای توانایی و دانایی و بویایی و صامع را در او دارید بگوئیدم بفهمم پس چرا اشک مرا هرگز نمیبیند ! چرا بر ناله پرخواهشم پاسخ نمیگوید ، چرا او اینچنین لال و کر و کور است. و شاید نه !! میان بارگاه خویش ، … میان همسران لخت و عریانش ، به روی بستر صدنقش و رنگینش لبی را بر لبانش مست بنهاده ، و شاید اینکه دیگر پیر گشته ، طاقت و صبرش کنون از دست رفته ، گوشهگیری را میان خانقاه خود گزیده ، چرا در پرده میگویم خدا هرگز نمیباشد .خدا هیچ است، خدا پوچ است، خدا نه شعله نه دود است . به روی پاک صحبتهای گلرنگ ، به داغ سینه آن لاله سوگند ، به رویاهای آن دیوانه منگ ، که من هرگز نه بشناسم خدا را ، خدا یعنی غم و درد ، خدا یعنی می ناب ، خدا یعنی لب یار ، من این پیمانه می را خدا دانم ، من اکنون ناله نی را خدا خوانم ، مرا پستان گرم لاله رخساران خدا باشد خدای من حشیش و شیره و بنگ میباشد خدای من شراب کهنه و خونرنگ میباشد زبانم لال ، چشمم کور ، عجب بی پرده من امشب سخن راندم ، چرا توهین به درگاه خدای خویش میکردم ، چرا بیآنکه خود خواهم دلم راضی بیان بنمود ، اگر مستانه گناهی ز من دیوانه سرزد ، ببخشیدم ، ببخشیدم ، ببخشیدم . و اما نه ، چرا من روسیه باشم ، چرا قلاده تهمت مرا در گردن اندازد ، نوای ساز رامشگر ، لب مستانه دلبر ، می رقصند در ساغر ، همه و همه گناهکارند که از خویشم به در کردند و بین هست و هوشیاری مرا وادار بر این یاوه ها کردند بله من بی گناهم … بی گناهم … بی گناهم . |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سلام
|
||
|
|
|
|